شبیه سازی تصورات من در حالت خواب و بیداری

بدبخت جقی ساعت دو نیم شب جق میزنی کف دریا خوارت اهم اهم، حالا بالشو وردار بذار زیر دستت سرت آسیب نبینه چرا میری اون ور کناف و مغازه رو سر صبی رفتم نشد باز بود اما اولش نه، حالا تو آبی بنفش هم هست نگو نیس، هس چرا حوصلم سر رفته دلم مث ماریجوانا افکار تند تند میان مث ریشه ک به هم ربط داره اما مث نداشتن و تو و این درخت از کجا اومد و اینا مث محاسبات ریاضی ذهنت میاره اما در باره ی همه شون به هم ربط دارن، کشفیات مهم میکنی تو اون حالت خواب و بیداری ک هست و بعد هیچی یادت نمیمونه مث کیبوردی که پریدیکشن میکنه و تو هی کلماتشو فشار میدی، باتن اصن گوشی هم از دستت سر میخوره قلپی دهنت بازه ک رفتی معده رو دربیاری عمل کنی و بیولوژی این همه خوبه تو چرا رفتی اونجا؟

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s